بکوش گذر زندگانیت سرگذشت درگذشت آرزوهایت نباشد

خانم تامپسون معلم کلاس پنجم ابتدایی در اولین روز مدرسه مقابل دانش آموزان ایستاد و به چهره دانش آموزانش خیره شد و مانند اکثر معلمان ؛ به دروغ گفت : همه آنها را به یک اندازه دوست دارد

اما این غیرممکن بود ! چرا که در ردیف جلو ؛ پسر بچه ای به نام تدی در صندلی خود فرورفته بود که چندان مورد توجه معلم قرار نداشت . او با بقیه بچه ها بازی نمی کند .لباسهایش کثیف بود و همواره نیاز به استحمام بود .

در مدرسه ای که خانم تامپسون تدریس می کرد ؛ لازم بود تا او شرح گذشته تحصیلی همه دانش آموزانش را مورد بررسی قرار بدهد . وقتی پرونده تدی را مرور کرد بسیار شگفت زده شد .

معلم کلاس اول : او بچه ای باهوش است که همیشه برای خندیدن آمادگی دارد . تکالیفش را مرتب انجام می دهد و رفتار خوبی دارد .

معلم کلاس دوم : باهوش و با استعداد است . همکلاسی هایش را دوست دارد .اما اخیرا" به خاطر ابتلاء مادرش به یک بیماری لاعلاج ؛ دچار مشکل شده و احتمالا" زندگی اش سخت شده است .

معلم کلاس سوم : مرگ مادرش برایش بسیار سخت تمام شد . او تلاش می کند تا هر چه در توان دارد به کار بندد ؛ اما پدرش چندان علاقه ای از خودش نشان نمی دهد . اگر در این خصوص اقدامی نشود زندگی شخصی اش دچار مشکل خواهد شد .

معلم کلاس چهارم : انزواطلب است و علاقه چندانی به مدرسه نشان نمی دهد و گاهی سرکلاس خوابش می برد .

اکنون خانم تامپسون مشکل وی را شناخته بود . به خاطر همین از رفتار خود شرمسار شد . او حتی وقتی دید همه دانش آموزان به جز تدی هدایای کریسمس او را با کادوها و روبان های رنگارنگ ؛ زیبا بسته بندی کرده اند ؛ حالش بدتر شد . هدیه تدی با بدسلیقگی در میان یک کاغذ ضخیم قهوه ای رنگ پیچیده شده بود . وقتی او یک گردنبند کهنه بدلی را که تعدادی از نگین های آن افتاده بود به همراه یک شیشه عطر مصرف شده که یک چهارم آن باقی مانده بود از لای کاغذ قهوه ای رنگ بیرون کشید ؛ گروهی از بچه های کلاس شلیک خنده سر دادند . ولی خانم تامپسون گردنبد را به گردن آویخت و مقداری از عطر را نیز به مچ دستش پاشید .

حرکت بعدی تدی کاملا" خانم معلم را منقلب کرد . او مدتها منتظر ماند تا اینکه سرانجام معلم خود راتنها گیر آورد . سپس به وی گفت : خانم معلم امروز شما دقیقا" بوی مادرم را می دهید .

خانم تامپسون هاج و واج به او نگریست . پس از خوردن زنگ و رفتن بچه ها ؛ یک ساعت تمام در کلاس نشست و اشک ریخت . از آن روز به بعد او دیگر تدریس را صرفا" به آموختن ؛ خواندن و نوشتن ریاضیات محدود نکرد . بلکه تلاش کرد تا به بچه ها درس زندگی هم بیاموزد .

خانم تامپسون همچنان با پسرک کار می کرد گویی ذهن وی دوباره زنده می شد .هر چه بیشتر او را تشویق می کرد . پسرک بیشتر عکس العمل نشان می داد .

درپایان سال تدی یکی از بهترین دانش آموزان محسوب می شد . یک سال بعد او نامه ای از تدی دریافت کرد که در آن نوشته بود او بهترین معلم در تمام زندگی اش بود .

در سالهای آتی تدی نامه هایی تحت عنوان فارغ التحصیل شدن از دانشگاه با رتبه عالی . گرفتن درجه دکترا و آشنایی با دختری که قصد ازدواج با اورا داشت برای معلم محبوب خود ارسال نمود و البته همیشه می نوشت "او بهترین معلم در تمام زندگی اش بود "

خانم تامپسون در مراسم ازدواج همان گردنبندی را در گردن آویخت که چند نگینش افتاده بود و همان عطری را مصرف کرده بود که خاطره مادر تدی را در یاد او زنده می کرد .

در مراسم عروسی تدی با دیدن خانم تامپسون لبخند رضایت بر لبانش نشست . پیش رفت و مودبانه دست او را گرفت . بوسه ای بر پشت آن زد و آهسته در گوش خانم معلم گفت :

متشکرم خانم تامپسون که مرا باور کردی ! بسیار متشکرم از اینکه احساس مهم بودن را در درونم بیدار کردی و به من نشان دادی که می توانم مهم و تاثیرگذار باشم!

خانم تامپسون که اشک در چشمانش جمع شده بود آهسته گفت :

تو کاملا" در اشتباهی ! این تو بودی که به من آموختی می توان مهم و تاثیرگذار باشم . در آن زمان من اصلا" نمی دانستم چطور باید بیاموزم تا اینکه با تو آشنا شدم

منبع:http://zendegishirinast2.blogfa.com

هفت اشتباه بزرگ در راه اندازی تجارت

اولين سال راه اندازي تجارت مسلما پر فراز و نشيب خواهد بود. هر اندازه كه با دقت و دانش پيش برويد، باز هم مرتكب اشتباهاتي خواهيد شد. اما اگر ذهن خود را آماده كنيد و به تجربيات ديگران توجه كنيد، مي توانيد از وقوع بسياري از اين اشتباهات پيشگيري كنيد.
در اين فرصت به 7 اشتباه بزرگ تازه كاران و راه حلهائي براي گريز از آنها اشاره مي كنيم.

اشتباه اول: راندن يك ماشين تندرو در جاده ای خاكی
همه ما شنيده ايم كه براي آغاز هر كار، به محركی قوی و شور و شوق فراوان، احتياج است. اما داشتن اين حرارت اوليه به تنهایی كاری از پيش نمی برد.
شما به يك برنامه احتياج داريد.
در زمينه تجارتتان، درخصوص مشتريان و رقبای خود عميقا تحقيق كنيد و يك مدل حقيقي و مفيد برای تجارت خود ساخته و روی يك سوال مهم تكيه كنيد:
چگونه مي خواهيد پول در بياوريد؟
 فرض كنيد كه در صدد باز كردن يك مغازه هستيد. محلی را انتخاب می كنيد که بايد هزينه اجاره آنرا بپردازيد. ممكن است مخارج زيادی نیز براي تهیه دكورمناسب متحمل شويد بدون آنكه به نحوه بازگشت اين هزینه ها بيانديشيد.محصولات شما كامل نيستند و به فكر بازاريابی هم نيستيد. قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد كرد.
نکته:هيچ روز كاری خود را بدون برنامه طی نكنيد.

اشتباه دوم : ارزان فروشی
از يك كودك بخواهيد كه بين يك كريستال 12 وجهی بدلی و يك قطعه الماس، يكی را انتخاب كند. كودك كريستال را انتخاب خواهد كرد. تازه كاران تجارت نيز به همين صورت عمل می كنند، فريب كميت را مي خورند و به كيفيت اهميت نمي دهند.
آنها مي انديشند كه اگر جنسهای ارزان قيمت را عرضه كنند، فروش بهتری خواهند داشت و بزودی ميليونر خواهند شد.
اما اين تصور غلط است.
تازه كاران دنیای تجارت قيمتهای محصولات و خدمات خود را بسيار پائين در نظر مي گيرند و به اين ترتيب در طول زندگي كاري خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتي زماني كه سفارشي دريافت مي كنند، خوشحال نخواهند شد زيرا فروش براي آنها سود كافي به همراه نخواهد داشت.
قبل از قيمت گذاري، همه چيز را بسنجيد. هزينه هاي ثابت و متغير را محاسبه كنيد. روشهاي تجاري و قيمتهاي رقبا را مورد توجه قرار دهيد و استراتژي فروش و بازاريابي خود را بهينه كرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آوريد.
نکته:كريستالهاي بدلی را به الماسها ترجيح ندهيد.

اشتباه سوم: راه اندازی تجارت فقط برای هيجان

بيشتر اشخاصي كه در حال راه اندازي يك تجارت هستند، افرادي رويایی، خيال پرداز و ماجراجو هستند كه بيشتر به دنبال هيجان مي گردند. اين افراد به جاي تفكر و تحمل جزئيات دشوار اين كار، به فكر پيش روي هستند و مي خواهند كه مسائل و بحرانها را به نوعي پشت سر بگذارند تا دوباره به ميدان بازي برگردند و ماجراهاي آن را دنبال كنند.
اما خستگي و ملالت از همين مسائل جزئی به تدريج ظاهر زيبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت كسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعيت فعلی در اين حيطه نمی گنجد.
نکته:تجارت را وسيله اي براي هيجان انگيز كردن زندگي قرار ندهيد.

اشتباه چهارم: غفلت از بازاريابی
تعداد كمی از صاحبان تجارتهایی كه تازه تاسيس شده اند برای بازاريابی اهميت قائل مي شوند و برنامه و بودجه خاصي برای آن اختصاص می دهند، زيرا تصور می كنند كه بازاريابی يك خرج غير ضروری است و يا به علت شكستهای مقطعی از تاثير بازاريابی در فروش مايوس مي شوند.
بازاريابی، فروش فرد را تضمين مي كند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآيندی ادامه دار نيست.
نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقيما به مرحله فروش رسيد و بازاريابي را فراموش كرد.
اين اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولين افرادی كه برای راه اندازی تجارت به آنها احتياج داريد، بازاريابها هستند. بازاریاب ها هستند كه می توانند شما را به ديگران معرفی كنند. پس از آن موقعيت فروش فراهم خواهد شد.
نکته:قبل از ارسال پيام آشنایی، به دنبال معامله نباشيد.

اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای رياست به آن
هنگامي كه فردی 3 يا 4 وظيفه معين را در 7 روز هفته انجام می دهد نيازی به بهره گیری از شيوه های مديريتي احساس نمی شود.
در آغاز به كار يك تجارت نيز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پيش بينی بوقوع می پیوندد كه می توان آنها را توسط تجربيات شخصی يا با استفاده از روش آزمون و خطا حل كرد.
اما همين طور كه تجارت شما رشد می كند،مسائل پيچيده تر خواهند شد و اين دو روش ديگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.
شما مسئول همه چيز هستيد. شما بايد اهداف تجارت را تعيين كنيد و روش ها را انتخاب كنيد، يا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب كنيد.
بدون داشتن سياست معين و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطيلات، نحوه جبران كمبودها، چگونگی ترفيع ها و... شركت و تجارت نوپای شما در معرض آسيب ها و خطرات جدي قرار خواهد گرفت و نهايتا" تجارت شما ضعيف خواهد شد.
توجه کنید که كتاب راهنمای قوانين شركت شما (حتی در حد يك صفحه) بايد وجود داشته باشد.
نکته:اختيارات و وظايف خود را فراموش نكنيد.

 اشتباه ششم: پيش بينی ناقص بودجه
تازه كاران تجارت معمولا" نيازهای مالی خود را دست كم می گيرند. اين افراد، در ابتدای كار هزينه زيادی را صرف خريد لوازم اداری و محصولاتی می كنند كه ممكن است بسيار تخصصی تر از آن چه باشد كه به آن نياز دارند. هم چنين به اين موضوع توجه نمی كنند كه اكثر مشتريان به طور اقساط خريد می كنند و بازگشت پول به كندی انجام مي گيرد.
به همين علت مشاوران مديريت معمولا" پيشنهاد می كنند كه پس از محاسبه بودجه مورد نياز خود براي راه اندازي تجارت، حداقل 50% به آن اضافه كنيد. به اين ترتيب براي مديريت ريسك های احتمالی آماده خواهيد شد.
نکته:در مورد بودجه واقع بين باشيد.

اشتباه هفتم: روابط غلط

شروع هر فعاليتی احتياج به كار فراوان و سيستم پشتيبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشكلاتی در روابط خواهد شد.
بايد قدری از بار خود را سبك كنيد و از كمك نزديكان و دوستان خود در حد امكان استفاده كنيد.
نکته:نگذاريد كه يك اشتباه باعث يك عمر پشيمانی شود.

بسياری از اشتباهات به اين دليل بروز می كنند كه تازه كاران تصور مي كنند كه تمام كارها را بايد خود به تنهايی انجام دهند.
به جای اين كار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسيد و كمبودهای خود را بپذيريد و بعضي از امور را به دست متخصصين خاص آن بسپاريد.
هنگامی كه به مسائل و شكست های اجتناب ناپذير برخورد می كنيد، این ضرب المثل قديمي را به ياد بياوريد كه:
                                   " هر شكست پلی است برای پيروزی های آينده "

نکته هایی عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق

در این مقاله قصد داریم ویژگی های یک تجارت خوب که هم در آغازو هم درحین فعالیت اصولی است را برایتان بیان کنیم زیرا تمامی شرکتها و تجارتها به نحوی از انحا شروع به فعالیت می کنند اما چه عامل یا عواملی وجود دارد که تضمین کننده شروع و بقایی سالم است ؟
عامل موفقیت بستگی به عوامل زیادی دارد که ما در این مقاله به۱۰ مورد از مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد.
با پیروی از این اصول سعی کنید میزان موفقیت خود را چند برابر نماید.
● مقدمه :
همان طوری که درچکیده مطلب اشاره گردید در این مقاله ما قصد داریم که ۱۰ ویژگی کلیدی و قابل اجرا که خیلی ساده و راحت قابل انجام هستند را برایتان بیان کنیم تا بنای فعالیت خود، که همان شروع تجارت است را قوت بخشیده و بهتر بتوانید در بازار رقابت از رقبا به طرز سالم پیشی بگیرید، و یکه تاز بازار رقابت سالم باشید.
● ۱۰ عملکرد مهم و کاربردی برای شروع یک تجارت موفق.
۱) آن چیزی را که به آن علاقه دارید انجام دهید .
شما برای شروع و ادامه یک تجارت تمام وقت و انرژی خود را صرف آن رشته می کنید، بنابراین شما باید کاری را شروع کنید که واقعا" به آن علاقه مندید زیرا اگربه کاری که هیچ علاقه ای به آن ندارید دست بزنید، بعداز مدتی از آن خسته خواهید شد و دست از کار خواهید کشید .
بنابراین آن مدتی نیز که صرف آن تجارت یا کار کرده اید، به هدرخواهید داد . اما اگر کاری را که به آن علاقه دارید آغاز کنید اگر در آن کار نیزهرچقدر جلو تر روید با انگیزه تر خواهید شد و پیشرفت های زیادی خواهید کرد .
پس آن کار را که واقعا" از ته دل می خواهید، انجام دهید . تا به پیشرفت های مالی و موقعیتی برسید .
۲) وقتی که کارمندید، شروع به تجارت کنید .
البته این به این معنی نیست که شما برای تجارت باید استخدام باشید . و اگر استخدام نباشید نمی توانید شروع به تجارت کنید . این بدین معنی است که برای شروع تجارت باید یک تکیه گاه مالی داشته باشید و بعداز آن اقدام کنید . این طور نباشد که اصلا" پول نداشته باشید . و در این حین به یک کار تجاری خیلی بزرگ اقدام نمایید . پس حتما" برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود شما نیازمند یک پشتوانه مالی هستید تا شما را در آغاز ودر طول مدت تجارت ساپورت و حمایت نماید .
۳) تنهایی انجام ندهید .
شما حتما" به یک حمایت کننده که ممکن است یک فرد یا یک تیم یا یک گروه باشد نیاز خواهید داشت . البته فقط در آغاز نیست بلکه در طول مدت تجارت نیز نیازمند خواهید بود اما برای شروع بیشتر نیازمندید یک دوست صمیمی یا یکی از اعضای فامیل یا خانواده که بتوان به راحتی و بدون دغدغه در مورد امور تجارت با او صحبت کرد و او هم با دلسوزی به حرفهای شما گوش کند و شما را آرام نماید خیلی بهتر می تواند در رفع استرسها و فشارهای آغازین تجارت موفق موثر واقع شود . پس یک دوست صمیمی و واقعی را هیچ وقت از دست ندهید . اگر هم ممکن باشد او را به استخدام شرکت خود در آورید .
۴) مشتریاتنتان را قبلا" پیدا کنید .
قبل از اینکه تجارتتان را آغاز کنید حتما" مشتریان را پیدا کنید . این طور نباشد که با خود فکر کنید که اول باید شرکت را تاسیس کنیم و فعالیت آن را شروع کنیم ، . بعد اقدام به جذب مشتری کنیم بلکه باید سعی شود مشتری را در هر حالت جذب کرد حتی اگر قبل از تاسیس باشد . زیرا که سیستم تجارت شما وابستگی تام و تمام به مشتری دارد و خواهد داشت . پس جزء جدا نشدنی تجارت خود (مشتری) را از دست ندهید آگهی های متفاوت و متنوع به شبکه های مختلف مثل اینترنت بدهید.
همیشه انتظار نداشته باشید که به این زودی مشتری یا بی خواهید کرد ، شاید گاها" خیلی زمان بر باشد .
۵) طرح تجاری برای خود بنویسید.
طرح تجاری باعث خواهد شد که شما تمامی مراحل تجاری خود را روی کاغذ بیاورید و از دوباره کاری ها و هدر دادن وقت و زمان خود جلوگیری خواهید کرد.
اولین فایده یک طرح تجاری این است که شما را به یک تجارتی که به موفقیت ختم می شود رهنمود می سازد
۶) تحقیق کنید .
شما برای شروع یک تجارت از هر کس که می تواند شما را یاری کند پرس و جو کنید تا یک تجارت موفق را بنا نهید . و قدم در بازار تجارت بگذارید اما این فقط شروع کار است و نقش تحقیق گر را به شما می دهد . در حالیکه شما باید در صنعت و حرفه ای که می خواهید به آن پا گذارید باید حرفه ای و کارشناس باشید به همین دلیل خود را در حرفه ای که می خواهید شروع کنید، حرفه ای کنید . مثلا" با عضو شدن در انجمنهای تخصصی رشته خود یا عضویت در ماهنامه ها و سایتهای مرتبط .
۷) از افراد حرفه ای کمک بگیرید .
اگر شما یک شرکت تجاری کوچک را مدیریت می کنید و در آن موفق هستید به شما تبریک می گوییم اما حتما" به یاد داشته باشید که نباید فکر کنید چون یک شرکت کوچک را می توانید به طور فردی و تنها مدیریت کنید پس حتما" یک شرکت بزرگ را نیز به تنهایی می توانید مدیریت کنید . شما در یک شرکت بزرگ ،افراد متخصصص و حرفه ای، مثلا" یک حسابدار ، بایگان ، وکیل ، و.... نیاز دارید . که یک سری حرفه های تخصصی هستند و شاید شما در این حرفه ها مهارت و تخصص لازم را ندارید پس هیچوقت سعی نکنید که به تنهایی همه این کارها را انجام دهید . زیرا هم زمان بر است و هم ممکن است کیفیت لازم را نداشته باشد .
پس حتما" از سایر افراد متخصص و مجرب استفاده کنید تا در مدیریت شرکتهای بزرگ نیز موفق تر عمل کنید .
) پول پس انداز کنید .
برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود ، شما باید پول پس اندازداشته باشید . نکته مهمتر اینکه شما برای شروع یک تجارت باید قبل از شروع، پول کافی داشته باشید، نه اینکه تجارت را شروع کنید و بعد به بانک در خواست وام دهید .
پس سعی کنید پول مورد نیاز خود را اول تهیه کنید و بعد ا" به شروع اقدام کنید، تا در وسط فعالیت تجارت یا حتی در ابتدای آن دچار ضعف و شکست نشوید .
این نکته خیلی مهم است . دلیل اکثرافراد ی که شروع به تجارت می کنند اما بعد از مدتی شکست می خورند نیز همین مورد است .
۹) حرفه ای عمل کنید .
تمام افرادی که می خواهند از شما خرید کنند یا اینکه وارد تجارت با شما شوند یا حتی سهام شرکت شما را بخرند، دوست دارند شما را به عنوان یک شرکت حرفه ای پندارند .
به عنوان مثال یک خط تلفن مجزای تجاری یا یک E-mail تجاری یا یک شماره فکس تجاری و....داشته باشید.
اینها به تجارت شما رسمیت و اعتبار می بخشند.
۱۰) کارهای خود را از همان ابتدا قانونی آغاز کنید .
همواره سعی کنید کارهای خود را قانونی انجام دهید . به عنوان مثال حتما" پروانه و مجوز شروع را بگیرید یا خود را به اداره مالیات و ارگانهای مربوط از قبل معرفی کنید اینها باعث می شود که هم وجهه شما در پیش ادارات مربوطه بالا رود و هم باعث می شود که دیگر شما مجبور نباشید که در وسط تجارت فعالیتتان را متوقف کنید و دوباره به همان نقطه اول شروع برگردید وکارهایی که باید در ابتدا انجام می دادید در وسط فعالیت خود، انجام دهید.
● نتیجه گیری:
اصولی که در بالا با عنوان" نکته هایی عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق" اشاره شد نتیجه تحقیقاتی بوده است که از تجارب شرکتهای موفقی که با پیروی از این اصول امروزه به عنوان چند شرکت برتر از آنها یاد می شود می باشد.
پس با پیروی و الگو برداری از این اصول، موفقیت خود را درشروع کار تجارت تضمین نمائید.

منبع مقاله

انواع رئيس

بيست نوع رئيس داریم
احمد عيسي خاني

1. رئيس فداكار: رئيس فداكار هر آنچه را كه به نفع شركت باشد انجام داده، مي دهد و خواهد داد. او هر روز بدون دريافت هيچ گونه مبلغ اضافي تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل كارش مي ماند. شما چگونه با اين فرد رفتار مي كنيد؟ شما كاري جز گوش دادن انجام نمي دهيد؟ او احتمالا بعد از بازنشستگي هم اينجا خواهد بود. پس بهتر است از
همان ابتدا چگونگي كنار آمدن با اين فرد را ياد بگيريد.

2. رئيس داد و فريادكن
رئيسي كه داد و فرياد راه مي اندازد، فكر مي كند اگر صدايش را تا حد نامعقولي بلند كند به خواسته هايش مي رسد. صداي بلند تر، تعهد بالاتر. فراتر از همه چيز داد و فرياد كن ها فقط مي خواهند بدانند كه مورد توجه قرار مي گيرند. اگر شما بتوانيد با اين رئيس كنار بياييد و احترام و اعتماد وي را جلب كنيد، شايد بتوانيد صداي او را پايين بياوريد.

3. رئيس دلهره آور
كاركنان هر آنچه را كه رئيس دلهره آور مي گويد انجام مي دهند؛ چرا كه از وي مي ترسند. او هميشه از تهديد براي ساكت نگهداشتن كاركنان استفاده مي كند. اين رئيس نرخ جابه‌جايي كاركنان بالايي را دارد و در نتيجه براي حفظ عامل ترس كاركنان را اخراج مي كند. رئيس دلهره آور دوام نمي آورد. سرنوشت يقه او را خواهد گرفت.

4. رئيس استثمار كننده
معمولا به عنوان رئيس ماكياولي شناخته مي شود. اين نوع رئيس خيلي با هوش، خطرناك، متمركز و با انگيزه بوده و همواره يك برنامه سري دارد. او به افراد به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف مي نگرد. اگر شما براي چنين فردي كار مي كنيد مراقب پشت سر خود باشيد. بهترين راه اين است كه با او راحت و صادق باشيد. اطلاعات را به‌صورت داوطلبانه ارائه كنيد.

5. رئيس سرهم كننده
رئيس سر هم كننده كم خردترين رؤساست. بهترين راه رفتار با اين رئيس اين است كه به او كمك كنيد ترقي ‌كند. هنگامي كه آنها ترقي كردند به خاطر ارتقا به افراد تحت امرشان مديون هستند. دير يا زود مديران، كم‌خردي رئيس شما را خواهند ديد و او كله پا خواهد شد.

6. رئيس سردرگم
رئيس سردرگم احمق نيست، او بي سواد است. شايد كارش را در شركت تازه شروع كرده است و با فناوري آشنا نيست و يا به طورموقت به دليل مسائل شخصي اطلاعات و دانش وي به روز نيست. رئيس سردرگم مي تواند رئيس خوبي باشد اما در حال حاضر از مسير خارج است(تو باغ نيست). بهترين راه براي كنار آمدن با اين رئيس اين است كه به او ياد بدهيم و سرعت او را افزايش دهيم. آن وقت شما از اينكه او با چه سرعتي وارد جريان مي شود، تعجب خواهيد كرد.

7. رئيس سنت گرا (محافظه كار)
او درباره روزهاي خوب گذشته و درباره روشهايي كه پيشتركارها انجام مي شد زياده گويي مي كند. با اين حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد قادر نخواهد بود كه در زمان حال كاركند. اين رئيس باوجود مقاومتش براي حركت به جلو، داراي اطلاعات گرانبهايي است كه مي تواند به نفع سازمان باشد. صبور باشيد و به خاطر داشته باشيد كه جديد بودن الزاما به معناي بهتر بودن نيست.

8. رئيس قدرت‌طلب
رئيس قدرت‌طلب ديوانه قدرت است. او ممكن است از آزاديهاي ظالمانه اي، مانند: داشتن يك خدمتكار براي تميز كردن ماشين بر خوردار باشد. هنگامي كه چيزي از او مي پرسيد او به افتخاراتش اشاره مي كند. ديگران اطمينان دارند كه اين رداي قدرت، ناتوانيهاي وي را مي پوشاند. چگونه با اين رئيس كنار بياييم؟ او را بخندانيد. دستوراتش را اجرا كنيد و اين تصور دروغين را در او ايجاد كنيد كه كارها را به روش دلخواه او انجام مي دهيد. به خاطر داشته باشيد كه او هرگز ذهن شمارا كنترل نمي كند.

9. رئيس نچسب(تفلون)
اگر چيزي نادرست از آب دربيايد، براي اينكه نشان دهد در آن وقت او جاي ديگري بوده است شواهد و مستندات بي نظيري را رو مي كند. اين رئيس بيشتر مايه مزاحمت است تا عامل خطر. هنگام گفتگو با وي بهتر است تمام جزييات را موردنظر داشته، گفتگوهاي خود را ثبت كنيد.
10. كدام رئيس؟
اين رئيس همواره در عمل گم است. او بي ضرر است، چون هيچگاه در دفتر كارش نيست. هنگامي كه او در دفتر كارش حضور دارد از وجودش بهره بگيريد. شما از فقدان عدالت احساس رنج خواهيد كرد. شما در يك اطاقك به مدت هشت ساعت در روز و پنج روز در هفته براي نصف حقوق او برده وار كار مي كنيد.

11. رئيس مشكوك
اين رئيس به تمام انگيزه هاي افراد مشكوك است. هر آنچه فرد انجام مي دهد، مي تواند تلاشي براي خراب كردن وي قلمداد شود. اين احساس بي كفايتي منجر به دخالت در آنچه كه به نفع كاركنان و شركت است، مي شود. شما چه كار مي توانيد بكنيد؟ به او قوت قلب دهيد و همواره صادق و رْك باشيد.

12. رئيس دنيا به دوش
اين رئيس مي تواند ناتواني هاي خود را پنهان سازد، چرا كه مي تواند خود را به عنوان آدم سرسختي معرفي كند. او تمام نگراني هاي دنيا را جذب مي كند و براي تمام دنيا نگران است. او اول صبح با چهره بر افروخته و آشفته به دفتر كارش وارد مي‌شود، چرا كه تمام شب را بيدار مانده و روي اقلام سفارش كار كرده است. با اين رئيس چگونه برخورد كنيم؟ آرام باشيد و در صورت امكان از تعامل با او بپرهيزيد، چرا كه عصبانيت او مي تواند مسري باشد.

13. رئيس پرطمطراق
رئيس پرطمطراق، لباسها، ماشين، خودكار و مسواك گرانبهايش را دوست دارد. آنچه او بيشتر دوست دارد حرفهاي كليشه اي است كه در آخرين گردهمايي مديريتي شنيده است. اين رئيس به اين حقيقت عشق مي ورزد كه در تيم من وجود ندارد. او نمي تواند بدون شما موفقيتي كسب كند. اين رئيس اساسا بي ضرر است . لبخند بزنيد و تحمل كنيد. اگر مي توانيد به‌گونه‌اي منظم چند كلمه جديد به او ياد دهيد.

14. رئيس رفيق
رئيس رفيق مي خواهد دوست شما باشد نه مافوق شما. از شما مي خواهد كه او را دوست داشته باشيد چرا كه دوستان هواي همديگر را دارند. زماني را كه شما با او سپري مي كنيد سرمايه گذاري خوبي است.

15. رئيس دو دقيقه اي
رئيس دو دقيقه اي، پيوند بين رئيس قدرت‌طلب و رئيس دنيا به دوش است. او به صورت لحظه اي مي خواهد موقعيتها را كنترل كند (زماني كه من در تعطيلات بودم چكار كرديد؟) و بعد از دو دقيقه حرف شما را قطع مي‌كند، چراكه وقت ندارد درباره آن بحث و گفتگو كند. او پي‌درپي ولي به صورت تصادفي از شما مي خواهد گزارشي درباره پيشرفت كارها تهيه كنيد، ولي به ندرت آنچه را كه خواسته است به خاطر مي آورد. كار كردن با اين رئيس تمرين هنر به ايجاز صحبت كردن است.

16. رئيس مغرور (متكبر)
اين رئيس، يك فداكار محافظه كار است. او شركت را از پايه بنا كرده است. در حقيقت اين ميزي كه شما آلان روي آن مي نشينيد، او ساخته است. شما به عنوان يك زيردست به راهنمايي هاي تقدس گونه وي نياز داريد. كمك او اغلب به دردسر منجر مي شود. با اين سلطان موفقيت چگونه رفتار كنيم؟ غرور خودتان را بشكنيد و از او بپرسيد فردي كه با سواد و مستعد كاركردن براي چنين شركتي است، چگونه آدمي است؟

17. رئيس منزوي
رئيس منزوي، مي خواهد تنها باشد. او در دفتر كارش مي ماند و يا از خانه كار مي كند. از تماس هاي انساني بويژه از تعامل با كاركنان پرهيز مي كند. او مي تواند يك متخصص باشد چرا كه بر مبناي مهارتهايش ارتقا يافته است. اما يك آدم اجتماعي نيست. رئيس منزوي شما را به حال خود رها مي كند. لذا انتظار كار تيمي و گفتگو درباره اهداف شغلي نداشته باشيد.

18. رئيس كمال گرا
رئيس كمال گرا، مدير جزء‌نگري است كه مي خواهد همه چيز شما را كنترل كند. رفتارش وسواسي بوده، اعتماد كمي به توانايي هاي شما دارد. به مرور زمان شما در مي يابيد كه نمي‌توانيد كاري را انجام دهيد كه از نظر او خوب باشد. به جاي از دست دادن انگيزه، ياد بگيريد كه براي خودتان و مطابق با استانداردهاي خودتان كاركنيد. در يك مقطع زماني با رئيس خود بنشينيد و از او بخواهيد كه انتظاراتش را بيان كند بنابراين هر دو تكليفتان را بهتر مي‌فهميد.

19. رئيس نامعقول
رئيس نامعقول، انتظارهاي غير واقع بينانه اي از كاركنانش دارد. او يك روش منحصر به فرد براي انجام كارها دارد و از كاركنانش انتظار دارد به همان روش كار كنند.

20. رئيس بزرگ
رئيس عالي- بر انگيزاننده حامي- رئيسي است كه باوجود سياست، با هر فردي با انصاف رفتار مي كند، او ارتباط برقرار مي كند و سياست درهاي باز را در پيش مي گيرد. افراد را تشويق مي كند كه راه مناسب را دنبال كنند. او الگو است و آموزشهاي عالي و محيط كار مثبتي را فراهم مي سازد. او داراي چشم‌انداز است، نگران نبوده و داد و فرياد نمي كند. او كاركنانش را هدايت و مربيگري مي كند و هنگامي كه آنها شركت را ترك مي‌كنند او سالها با آنها ارتباط دارد، تا به شركت برگردند.

منبع:www.monster.com


* تدبير

رویای پولدارشدن

دردنیا خیلی چیزهای باارزش ترازپول وجوددارد ولی افسوس که بعضی ازافراد فقطدررویای پولدارشدن وافزودن براندوخته مالی خودفکرمی کنند ودراین مسیر به هیچ کس وهیچ چیز دیگری توجهی ندارند. اینان ارزشهای انسانی واجتماعی،سخوتمندی،ایثاروفداکاری،کمک به همنوع،عشق ورزیدن واحساس تعلق خاطرا درراستای دستیابی به هدف مالی وامدی خود می دانند واگر آنان راازمسیری که انتخاب کرده اند دورنماید به هیچ وجه ایبنداصول اخلاقی نخواهند بود.

گربرسرنفس خودامیری مردی                                     وربردگری خرده نگیری مردی

مردی نبودفتاده راپای زدن                                          گردست فتاده ای بگیری مردی

آموزه هاي مديريتي

حكايتي از سازمان ومديريت

براي جايابي كاكنان جديد، مراحل زير را اجرا كنيد:

1. 400 آجر را در اتاقي بسته بگذار.

2. كارمندان جديد را در اتاق بگذار و در را ببند.

3- آنها را ترك كن و بعد از 6 ساعت برگرد.

4- سپس موقعيت ها را تجزيه تحليل كن:

الف: اگر آنها در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش حسابداري بگذار.

ب: اگر آنها براي دومين بار در حال شمردن آجرها هستند، آنها را در بخش مميزي بگذار.

پ: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته كرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسي بگذار.

ت: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده اي مرتب كرده اند آنها را در بخش برنامه ريزي بگذار.

ث: اگر آنها آجرها را به سمت يكديگر پرتاب مي كنند آنها را در بخش اداري بگذار.

ج: اگر خواب هستند، آنها را در بخش حراست بگذار.

چ: اگر آنها آجرها را تكه تكه كرده اند آنها را در قسمت فناوري اطلاعات بگذار.

ح: اگر آنها بي كار نشسته اند، آنها را در قسمت نيروي انساني بگذار.

خ: اگر آنها سعي مي كنند با آجرها تركيب هاي مختلفي ايجاد كنند و مدام جستجوي بيشتري مي كنند ولي هنوز يك آجر را هم تكان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.

د: اگر آنها اتاق را ترك كرده اند آنها را در قسمت بازاريابي بگذار.

ذ: اگر آنها به بيرون پنچره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ريزي استراتژيك بگذار.

ر: اگر آنها با يكديگر در حال حرف زدن هستند، بدون هيچ نشانه اي از تكان خوردن آجرها، به آنها تبريك بگو و آنها را در قسمت مديريت ارشد قرار بده!

شرح

مديريت خوب بايد آگاهي كامل از توانايي هاي اعضاي تيم و موقعيت هاي سازمان داشته باشد. مشكلاتي كه در قسمت هاي مختلف يك سازمان وجود دارد ممكن است ناشي ازقرار نگرفتن افراد لايق در پست هاي مشخص شده سازمان باشد. مشكلات وكاستي هايي كه در پست هاي مختلف وجود دارد كه ناشناخته مانده اند به طوري كه ممكن است براي عموم نيز عادي جلوه كند. گاهي اوقات همين مشكلات عادي موجب اتلاف وقت ارباب رجوع ميشود به طوري كه در بسياري ازموارد موجب بر هم خوردن نظم سازمان مي شود. افراد عهده دار پست ها و نحوه كاركرد آنها بايد مورد بازبيني قرار گيرند. خلأ ناشي از مهندسي مجدد در بسياري از سازمان هاي كشور حس ميشود كه خود ناشي از نبود مديريت كيفيت در نحوه عملكرد عوامل اجرايي سازمان است. اگر سازمان خود اين وظيفه را بر عهده گيرد در كاركنان سازمان اين تفكر بوجود مي آيد كه كوچكترين عمل مثبت ومنفي آنها از چشم مديريت دور نيست و خود اين طرز تفكر موجب پيشرفت سازمان مي شود به طوري كه بحث مشتري مداري نيز خود به خود حل مي شود